تبليغاتX
پائیز بی انار!

پائیز بی انار!

بچه كه بودیم... ایمانمان قوی تر بود... بادبادك كه میساختیم... تردید نداشتیم كه باد... خواهد وزید

من كه تسبيح نبودم تو مرا چرخاندي

مشت بر مهره تنهايي من پيچاندي

 

مهر دستان تو دنبال دعايي مي گشت

بارها دور زدي ذهن مرا گرداندي

 

ذكرها گفتي و بر گفته خود خنديدي

از همين نغمه تاريك مرا ترساندي

 

بر لبت نام خدا بود خدا شاهد ماست

بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندي

 

دست ويرانگر تو عادت چرخيدن داشت

عادتت را به غلط چرخه ايمان خواندي

 

قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود

تو ولي گشتي و اين گمشده را لرزاندي

 

جمع كن رشته ايمان دلم پاره شدست

من كه تسبيح نبودم تو چرا چرخاندي؟

 

"نمی دونم از کیه...اگه می دونید بگید پیلیز"

 

پ.ن:

نمی دونم چرا دست و دلم اینجا به نوشتن نمی رفت!

به خاطر گل روی همه ی دوستام که خیلی واسم عزیزن اینجا گرد گیری شد!

یا علی!

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 0:56 قبل از ظهر توسط مریم سادات |


دل من در دل شب
خواب پروانه شدن می بیند
مهر در صبحدمان داس به دست
خواب چشمان مرا می چیند
آسمانها آبی...
پر مرغان صداقت آبیست...
دیده در آینه صبح تو را می بیند...


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

مهر 1388

تیر 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387


Links

به مریم بگویید بخندد(وبلاگ دیگه خودم)
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :